شیوا فرازمند
(شاعر و منتقد)
مجموعه‌ی شعر:
وقتی تو هستی، من آسمانم

تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار

صبحی دیگر...

«تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار» مجموعه‌ی شعر دیگری‌ست از پژمان الماسی‌نیا که در بهار 1389 انتشار یافته. پیش از این، مجموعه‌شعرهای "دیگر هم‌بازی‌ات نمی‌شوم"، "عاشقانه‌های برف به اسم کوچک" به چاپ رسیده و "روایت ماه از نیمه" نیز به‌صورت الکترونیکی از این شاعر جوان و پرتلاش منتشر شده بود.
«تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار» در 104 صفحه و با تیراژ 1100 نسخه توسط انتشارات فرهنگ ایلیا به چاپ رسیده ‌است. این مجموعه به چهار بخش تقسیم شده که شاعر، هر بخش را با حال و هوای شعرهای خود نام‌گذاری نموده‌ است. "محاط حریق بنفشه"، "به خودم برمی‌گردم"، "گزارش سایه‌های گمشده" و "تسلای آویشن" که هرکدام از این نام‌ها به‌تنهایی دارای تصویر و احساس زیبای شاعرانه و بیانگر نوع نگاه شاعر به اشعار خویش است.
شعرهای «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار» نشان می‌دهد که شاعر در حال حرکت است و در این مجموعه تا حدودی گریز از احساساتِ قبلی اشعارِ مجموعه‌های پیشین شاعر، صورت گرفته ‌است.
امّا از آن‌جهت که این مجموعه، برخی اشعار سال‌های گذشته‌ی شاعر را نیز دربردارد گاه شباهت‌هایی حسی در اشعار می‌بینیم. اتّفاقاتی عاطفی که منجر به راهنمائی مخاطب به یک نوع حس می‌شود و فرمان شاعر برای رساندن مخاطب به نگاهی که خودش به آن اتّفاقات داشته‌، از خصوصیّات این شعرهاست:


بود و نبودم
تفاوتی ندارد
تنها

عادت کرده‌ام
که باشم...

(دریافت/تابستان85/ص47)


باران بیاید یا نیاید
تو را از یاد برده‌ام.

(کنارخیابان/پاییز83/ص72)

خواندن این‌گونه شعرها در «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار» نشان می‌دهد اگرچه در بخشی از مجموعه با حال و هوای تازه‌ای روبه‌رو نیستیم امّا زبان و ساختار زیبای این قبیل اشعار مجذوب‌کننده‌ است و به‌نظر می‌آید که می‌تواند مجموعه را دلپذیرتر کند و طیف‌های بیشتری از سلایق مخاطبان را دربربگیرد. البتّه‌ تعداد این‌گونه اشعار در مجموعه در حدّی‌ست که نشان می‌دهد؛ شاعر تصمیم به باقی ماندن در آن حس و حال را نداشته و به پیشرفت و خلاقیت در ادبیّات معتقد است.
شاید می‌بایست تقسیم‌بندی بخش‌های این مجموعه براساس تاریخ سرایش شعرها صورت می‌گرفت تا مخاطب، راحت‌تر با سیر پیشرفت شاعر آشنا شود.


هراس یعنی که تو نباشی...

حالا که هستی، حرفی بزن
دلتنگم.

(سایه‌های‌شب/بهار86/ص80)

نیم‌نگاهی به این نوع اشعار نشان می‌دهد که انتخاب کلمات نیز با وسواس صورت گرفته ‌است. جمله‌بندی‌ها و ایجازها به‌خوبی انجام شده و با فضاهایی مواجه‌ایم که خیال‌گونه به‌نظر می‌رسند امّا ملموسند و گرایش شاعر را به بیان جزئیات احساس و دلتنگی خود نشان می‌دهند.
در این مجموعه، اشعار سروده شده در سال‌های 87 و 88، وضعیت دیگری به ‌خود گرفته‌اند. اشعار سال 87 گذر شاعر را کاملاً نشان می‌دهند:


پنج عصر
و عبور ملایم نارنجی‌های خاطره
از ذهن.

(آبی/تابستان87/ص54)

باز هم تصویری که احساس تنهایی شاعر و همان حال و هوا را با بیان "پنج عصر"، "خاطره" و "نارنجی" هنوز به‌همراه دارد.
شاعر در مرحله‌ی گذر است و اشعاری خلق شده که از حیث زبان و ساختار دلنشین است. حذف "افعال" و نیز وجود "فاعل"‌هایی که ماهیّت دیگری به خود گرفته‌اند؛ طبیعت و جان‌بخشی به عناصر طبیعت از ویژگی‌های این‌گونه شعرهاست. تابلویی که هنوز حضور شاعر در آن موج می‌زند.


ایستاده‌ام هنوز

لختی شاید...
در سایه‌ام بیارامی.

(بیدمجنون/بهار87/ص83)

احساساتی "آرمانی" که مخاطب را همراه خود می‌کند تا آن را به واقعیّت و وجود برساند.


جانب تو
اردیبهشت

مابقی
حکومت سایه‌ها / خاموشی زمستان.

(ویس/زمستان87/ص94)

استفاده از سمبل‌های طبیعت و فضاسازی‌های آرمانی که در برخی اشعار مجموعه -در هر تاریخی- دیده می‌شود. استعاره‌ها، کنایه‌ها و ایجازهای قابل قبولی که در ارتقای اشعار کمک کرده‌اند. ترکیباتی نو که شاعر به آن‌ها زندگی داده و معانی دل‌خواه خویش را آفریده ‌است.
"رمه‌های خاطره"، "درخت‌زار نیمه‌جان"، "درّه‌ی آتش‌رسیده"، "چای‌زار"، "همه‌سو سفید پررنگ"، "ترکش‌های سرد"، "آتش‌باد"، "گلوی دریده‌ی چاه"، "هماغوشی لخته‌های خون با برفاب"... و بسیاری موارد دیگر که شاعر با دقّت زیاد در شعرهایش جاری کرده ‌است.


صلات ظهر
پهنه‌ی یک‌دست آبی آسمان،
دره‌ی آتش‌رسیده
و پرواز بلاتکلیف یک جفت کبوتر کوهی.

(میوه‌های‌کاج26/تابستان88/ص42)

شعرهای سال 88 در مجموعه‌ی «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار» به فضایی دیگر رسیده‌اند. مانند تصاویری که در پسِ لایه‌های طبیعت، به اجتماع و پیرامون شاعر گریز می‌زند و تصویرهای خلق شده اگرچه به ساختار هایکو نزدیک است امّا تفاوت‌هایی خاص نظیر حضور تمامی احساسات شاعر در این‌گونه آثار و گاه جزئی‌نگری در تصاویر طبیعت و رعایت نکردن تعداد هجاهای هایکویی، باعث شده که در حیطه‌ی اشعاری نظیر هایکو نگنجند.
اگرچه فضاهایی دارند که حسّ نوستالوژیک مخاطب را بیدار می‌کند؛ خصوصاً اگر تجربه‌ی چنین فضاهایی در مخاطب وجود داشته ‌باشد.
طبیعت و نمودهای حسّی در طبیعت که هم می‌تواند شادی‌آفرین باشد و هم غم‌انگیز:


باغ میوه و گل،
چمن‌های خیس و
آواز بعید کبک‌های کوه رو‌به‌رو.

(میوه‌های‌کاج11/تابستان88/ص27)


باران بی‌خبر اواخر دی‌ماه،
هجوم قهوه‌ای سیر
به زمینه‌ی سفید عصر...

(میوه‌های‌کاج10/تابستان88/ص26)


کشتزار / انبوه بافه‌های شبدر
کمی آن‌طرف‌تر
زیتون هزارساله / نگران.

(میوه‌های‌کاج22/پاییز88/ص38)

"نگرانی زیتون" که وضعیت احساسی و جان‌بخشی انسانی به طبیعت را نشان می‌دهد و نمونه‌های دیگری از این‌دست.
درواقع فرم اشعار الماسی‌نیا هنوز جای‌گاه دقیقی پیدا نکرده و برای ساختن فرم مختصّ خود، باید همین‌طور با جدیّت شعر را دنبال کند.
حرکت‌های محتوایی و مضمونی در اشعار جدید مجموعه که طی دو سال اخیر سروده شده، دیده می‌شود و شاعر از حالت ایستایی و سکون خارج شده‌ است اگرچه هنوز گاهی به محتوای گذشته گریز می‌زند و با تنهایی خویش کلنجار می‌رود.
زبان شعرهای الماسی‌نیا زبانی پالایش‌یافته است. ساختارشکنی‌های نحوی و زبانی اگرچه در اشعار پیشین کم بود امّا در شعرهای نوسروده‌‌اش جای‌گاهی مناسب پیدا‌ کرده‌ است.
زایندگی‌های طبیعت در اشعار بایستی جدّی‌تر گرفته شوند و نمادپردازی‌های شاعرانه و سرزندگی‌های طبیعت هم باید دیده شوند. در معدودی از موارد هم به‌نظر می‌رسد علاقه‌ی شاعر به شعر کوتاه باعث شده فضاهایی را که می‌توانست بسط دهد تا حدودی به بن‌بست کشیده شود و به مخاطب اجازه‌ی خیال‌پردازی بیشتر در ادامه‌ی آن را نداده‌ است.
در شعرهای متأخر مجموعه‌ی حاضر، تلاش شاعر برای پیشرفت ادبی تحسین‌برانگیز است و شاید بتوان پیش‌بینی کرد در مجموعه‌های بعدی شاهد آثاری جدیدتر، هم از نظر محتوا و هم از نظر فرم خواهیم بود.

جمعه بیست‌ودوم مردادماه 1389

نقد و بررسی شیوا فرازمند، روز سه‌شنبه شانزدهم شهریور 1389 در صفحه‌ی 6 از ضمیمه‌ی ادبی‌هنری شماره‌ی 24842 روزنامه‌ی اطلاعات به چاپ رسیده است.