رسول آباديان
(نویسنده و منتقد)
مجموعه‌های داستان:
ک‍وره‍ا ت‍ا ح‍اش‍یه‌ی‌ ج‍اده‌ آم‍ده‌ان‍د.../ به‌همراه دیگران
س‍ای‍ه‌ ظه‍ر ی‍ک‌ ن‍ف‍ر
غول‌های يخی
و...

گذرنامه‏ی ‏موقت ‏ماهی ‏آزاد

پرداختن به ذات دل‏مشغولی‏های ساده
نگاهی‏به‏مجموعه‏شعر«گذرنامه‏ی‏موقت‏ماهی‏آزاد»سروده‏ی‏پژمان‏الماسی‏نیا
رسول آبادیان

«گذرنامه‏ی ‏موقت ‏ماهی ‏آزاد» عنوان پنجمین مجموعه‏ی شعر ‏پژمان‏ ‏الماسی‏نیا پس از کتاب‌های «ديگر هم‌بازی‌ات‌ نمی‌شوم» (۱۳۸۶)، «عاشقانه‌های ‌برف ‌به‌اسم ‌كوچك» (۱۳۸۷)، «روایت ‌ماه ‌از نیمه» (۱۳۸۸) و «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار» (۱۳۸۹) است.
ساختار اشعار در مجموعه‏ی حاضر، متفاوت‌تر از کتاب پیشین یعنی «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار» است و تابلوسازی‌های خاص آن اشعار در این مجموعه دیده نمی‌شود. فضاها در اشعار نیمه‌ی اول کتاب بیش‌تر عینی است و می‌توان گفت آنچه در این شعرها وجود دارد، این است که فضای این مجموعه‌ی شعر برخلاف کتاب‌های قبلی شامل شعرهای بلند که گاه بیش از دو یا سه صفحه را دربرمی‌گیرند و رویکردهای اجتماعی در بسیاری از شعرها موجود است. هم‌چنین در این کتاب؛ به عشق هم به‌شکلی مستتر در معنا پرداخته شده و ساختار بیرونی و ساختار درونی (معنایی) این کتاب از آثار قبلی‌ متفاوت است.
امن‌ترين جای جهان / باغی پر از عطر و بوی نارنج است، / دشت لاله و ريحان / يا شهری سرخ در كرانه‌ی آبی دريا؟ / ... / امن‌ترين جای جهان / خيابان وليعصر است / در هياهوی عصر پنج‌شنبه / در مسافتی كوتاه، / شانه به شانه / هم‌مسير شدن با تو. (ص۸۲-۸۱)
وقتی گذرنامه‏ی‏ موقت ماهی آزاد را می‏خوانیم در کلیدواژه‏های آن با عناصری مواجه می‏شویم که ژرف‏ساخت خود را از طبیعت و فضای بکر آن وام گرفته‏اند. طبیعتی که شاعر از ارجاع به آن حتی در ساحتی شهری و امروزی به‏خوبی بهره برده است. شعرها تنها در کاربرد رنگ‏ها و تصاویری محدود به طبیعت شاعرانه باقی نمی‏ماند و خود را وادار به گذر از گذرگاهی صعب‏العبور می‏کند و شاعر با تمام توان سعی بر آن دارد تا از تقابل میان تصاویر طبیعی و هیجانات حسی - فکری در زندگی امروز چیزی بیافریند به‏نام شعر و ابهاماتی که درخور نوع امروزی آن است. او گاه به تجربه‏ای ناموفق بسنده می‏کند و گاه در خلق لایه‏های چندسویه‏ی کلام به ابداعات و کشف‏های موفقی نائل می‏شود.
باران / از آسمان می‌بارد / در خيابان مردی آتش گرفته / زبانه می‌كشد در سكوت... // هيچ‌كس / «همه‌چيز» را نگفته است. (ص۸۰)
گرایش به هنر رومانتیک و رویکردهای حسی - عاطفی که مخاطب را به سمت و سوی کشف لحظه‏هایی ناب و شاعرانه می‏برد در بیش‏تر اشعار دیده می‏شود. چنان‏چه می‏دانیم، در هنر رومانتیک روح بی‏کران بدان می‏گراید که حجاب‏های حس را از خود فرو افکند و این واقعیتی است که در شعر از همه نمایان‏تر می‏شود. این‏جاست که شاعر گاه تپه‏های شبنم‏پوش را دور می‏زند و از حاشیه‏ی سنجدها می‏گذرد، از قله‏ها سرازیر می‏شود و به ته دره‏ای آکنده از گل‏های ریز سفید و آبی می‏رود و درنهایت، عصر تابستان را توصیف می‏کند. در این نوع اشعار علی‏رغم دست یافتن به نوعی صمیمیت و خلوص شاعرانه، با زبان به‌مثابه‏ی عنصری پویا و فعال برخورد نمی‏شود و از حداقل امکانات زبانی استفاده می‏شود.
پرنده‌ی فلزي از باد و باران نترسيد / ـ چشم‌های شيشه‌ای‌ش پر از حرف بود ـ / پيش از غرق شدن آفتاب در آب دريا / پر كشيد / از حاشيه‌ی سنجدها گذشت... (ص۷۵-۷۴)
پژمان الماسی‏نیا در جست‏وجوی فلسفه‏ی دشواری برای سرودن نیست. او دل‏مشغولی‏های ساده‏ای برای سرودن دارد و سعی بر آن دارد تا از مرزهای ساده و بی‏پیرایه‏ی احساس به قلمرو بی‏انتهای اندیشه گام نهد و این‏جاست که با عنصری سخت و مقاوم روبه‏رو می‏شود و آن شعریت کلام است. او ناگزیر به نفع شعر عقب‏نشینی می‏کند و جهان شاعرانه‏اش را به بسط و ادراک سویه‏های فلسفی کلامش ترجیح می‏دهد. او با ارجاعاتی مناسب و با انتخاب دال‏هایی عینی و ملموس قدم به قدم تا مدلول نهایی ما را از ابژه‏هایی عینی به مفاهیمی کاملن ذهنی می‏برد و در برخی از شعرها به‏خوبی از عهده آن برمی‏آید.
روزنامه‌های عصر ارديبهشت: / حوالی سه‌راه آذری / زير آوار سنگينِ چيزی كه برف هست و برف نيست / خانه‌ای دفن شد. (ص۷۳)
به شهرستان که رسيديم / همسايه‌ها ‌می‌گفتند / هيچ اتّفاقی نيافتاده است // سه سال / گذشته بود // کسی ياد نداشت / گلدان‌های‌‌مان / چگونه در سکوت خانه / فرسوده بودند // شمعدانی‌ها / آرام‌تر از ديگران // به‌آهستگی / جان می‌دادند... (ص۱۷-۱۶)
عشق، مرگ و زندگی و روزمرگی رایج عصر ما شاید درونمایه‏های اساسی اشعار این مجموعه باشند اما آن‏چه بار عظیم اشعار را بر دوش می‏کشد، عشق است و همین اغراق در خلق فضاهای عاشقانه گاه شعر را به سوی سانتی‏مانتالیسمی مهارناشدنی می‏کشاند.
پس قرار ملاقاتمان / عصرهای جمعه / با ياس‌های زرد، بابونه و فنجانی چای بنفشه / كه شايد لابلای عطر و فام گل‌ها / به‌يادم آوری / وقت رگبار بی‌وقت اقاقی. (ص۵۹)
آرام‌آرام صدای‌ تو را می‌شنوم از پشت تلفن / صبر می‌كنم تا مثل هميشه به صدايت آغشته شوم / پوشيده از عطر هميشگی صدايت می‌گويم: / «دوستت دارم / چشمانت را می‌بوسم.» (ص۲۵)
برخی از اشعار این مجموعه گاه چنان شکل ایضاحی به خود می‏گیرند که گویا شاعر خود را مکلف می‏داند مخاطب را به آن درجه از آگاهی که در نظر دارد برساند، حال آن‏که شعر آن‏چنان واضح و شفاف با مخاطب سخن می‏گوید که تنها ایجاز می‏تواند نجات‏بخش آن باشد. ایجازی که شاعر آن را از شعر دریغ کرده است.
كاش! / نشان باغ نارنج را از تو گرفته بودم / برای سپيدی تنت / كه بوی گل‌های نارنج می‌داد / برای تو دلتنگم. (ص۲۷)
آن‌وقت است که بی‌گمان صدايم را هم خواهی شنيد / که مثل آن روزها می‌گويم: / «به خانه رسيدم، / دوستت دارم تا هميشه‌ی همين زندگی / هيچ‌گاه فراموشت نخواهم کرد...» (ص۱۹)
لحظه‏ی سرودن و هیجانات ذهنی ناشی از آن گویی شاعر را از تأمل در انتخاب زبان و واژگان درخور شعرش بازداشته است و راه را بر اجراهایی دقیق‏تر و استوارتر بسته است. با این‏همه در خوانش یک شعر خوب نمی‏توان از حضور آن شاعرانه و خلق فضاهای بکر و تازه غافل شد و این چیزی است که پژمان الماسی‏نیا در اشعاری چند به‏خوبی توانسته است به آن دست یابد.
مجموعه‏ی شعر «گذرنامه‏ی ‏موقت ‏ماهی ‏آزاد» سال ۱۳۹۰، در شمارگان هزار و صد نسخه و با قیمت دو هزار و دویست تومان از سوی انتشارات فرهنگ ایلیا عرضه شده است.

این نقد و بررسی رسول آبادیان، پیش‌تر در تاریخ شنبه سیزدهم اسفندماه ۱۳۹۰، در صفحه‌ی ۱۳ (نقد) شماره‌ی ۳۲۴ هفته‌نامه‌ی کتاب هفته به چاپ رسیده است.
علاوه بر رسول آباديان تاکنون این شاعران و منتقدان درباره‌ی کتاب «گذرنامه‌ی موقت ماهی آزاد» نوشته‌اند (به‌ترتیب الفبا): هلن اولیایی‌نیا، منصور خورشیدی، سریا داودی‌حموله، میترا سرانی‌اصل، حمیدرضا شکارسری، شیوا فرازمند، امین فقیری، فرزانه قوامی، علیرضا نوری، صادق وفایی و سیدمحمد هاشمی.