فرزانه قوامی
(شاعر و منتقد)
مجموعه‌های شعر:
گ‍ف‍ت‍ه‌ ب‍ودم‌؛ م‍ن‌ از ن‍س‍ل‌ ش‍ه‍رزاده‍ای‌ م‍ض‍طرب‍م‌
از م‍ن‌ ف‍ق‍ط ال‍ن‍گ‍وی‍ی‌ م‍ی‌م‍ان‍د
بعد از هفت ساعت و بیست و نه دقیقه گریه

گذرنامه‏ی‏ موقت ماهی آزاد

صدای محزون ماهی آزاد
نگاهی‏به‏مجموعه‏شعر«گذرنامه‏ی‏موقت‏ماهی‏آزاد»سروده‏ی‏پژمان‏الماسی‏نیا
فرزانه قوامی

امن‌ترين جای جهان / باغی پر از عطر و بوی نارنج است، / دشت لاله و ريحان / يا شهری سرخ در كرانه‌ی آبی دريا؟ / ... / امن‌ترين جای جهان / خيابان وليعصر است / در هياهوی عصر پنج‌شنبه / در مسافتی كوتاه، / شانه به شانه / هم‌مسير شدن با تو. (ص82-81)
وقتی گذرنامه‏ی‏ موقت ماهی آزاد را می‏خوانیم در کلیدواژه‏های آن با عناصری مواجه می‏شویم که ژرف‏ساخت خود را از طبیعت و فضای بکر آن وام گرفته‏اند. طبیعتی که شاعر از ارجاع به آن حتی در ساحتی شهری و امروزی به‏خوبی بهره برده است. شعرها تنها در کاربرد رنگ‏ها و تصاویری محدود به طبیعت شاعرانه باقی نمی‏ماند و خود را وادار به گذر از گذرگاهی صعب‏العبور می‏کند و شاعر با تمام توان سعی بر آن دارد تا از تقابل میان تصاویر طبیعی و هیجانات حسی - فکری در زندگی امروز چیزی بیافریند به‏نام شعر و ابهاماتی که درخور نوع امروزی آن است. او گاه به تجربه‏ای ناموفق بسنده می‏کند و گاه در خلق لایه‏های چندسویه‏ی کلام به ابداعات و کشف‏های موفقی نائل می‏شود.
باران / از آسمان می‌بارد / در خيابان مردی آتش گرفته / زبانه می‌كشد در سكوت... // هيچ‌كس / «همه‌چيز» را نگفته است. (ص80)
گرایش به هنر رومانتیک و رویکردهای حسی - عاطفی که مخاطب را به سمت و سوی کشف لحظه‏هایی ناب و شاعرانه می‏برد در بیش‏تر اشعار دیده می‏شود. چنان‏چه می‏دانیم، در هنر رومانتیک روح بی‏کران بدان می‏گراید که حجاب‏های حس را از خود فرو افکند و این واقعیتی است که در شعر از همه نمایان‏تر می‏شود. این‏جاست که شاعر گاه تپه‏های شبنم‏پوش را دور می‏زند و از حاشیه‏ی سنجدها می‏گذرد، از قله‏ها سرازیر می‏شود و به ته دره‏ای آکنده از گل‏های ریز سفید و آبی می‏رود و درنهایت، عصر تابستان را توصیف می‏کند. در این نوع اشعار علی‏رغم دست یافتن به نوعی صمیمیت و خلوص شاعرانه، با زبان به مثابه‏ی عنصری پویا و فعال برخورد نمی‏شود و از حداقل امکانات زبانی استفاده می‏شود.
پرنده‌ی فلزي از باد و باران نترسيد / ـ چشم‌های شيشه‌ای‌ش پر از حرف بود ـ / پيش از غرق شدن آفتاب در آب دريا / پر كشيد / از حاشيه‌ی سنجدها گذشت... (ص75-74)
پژمان الماسی‏نیا در جست‏وجوی فلسفه‏ی دشواری برای سرودن نیست. او دل‏مشغولی‏های ساده‏ای برای سرودن دارد و سعی بر آن دارد تا از مرزهای ساده و بی‏پیرایه‏ی احساس به قلمرو بی‏انتهای اندیشه گام نهد و این‏جاست که با عنصری سخت و مقاوم روبه‏رو می‏شود و آن شعریت کلام است. او ناگزیر به نفع شعر عقب‏نشینی می‏کند و جهان شاعرانه‏اش را به بسط و ادراک سویه‏های فلسفی کلامش ترجیح می‏دهد. او با ارجاعاتی مناسب و با انتخاب دال‏هایی عینی و ملموس قدم به قدم تا مدلول نهایی ما را از ابژه‏هایی عینی به مفاهیمی کاملن ذهنی می‏برد و در برخی از شعرها به‏خوبی از عهده آن برمی‏آید.
روزنامه‌های عصر ارديبهشت: / حوالی سه‌راه آذری / زير آوار سنگينِ چيزی كه برف هست و برف نيست / خانه‌ای دفن شد. (ص73)
به شهرستان که رسيديم / همسايه‌ها ‌می‌گفتند / هيچ اتّفاقی نيافتاده است // سه سال / گذشته بود // کسی ياد نداشت / گلدان‌های‌‌مان / چگونه در سکوت خانه / فرسوده بودند // شمعدانی‌ها / آرام‌تر از ديگران // به‌آهستگی / جان می‌دادند... (ص17-16)
عشق، مرگ و زندگی و روزمرگی رایج عصر ما شاید درونمایه‏های اساسی اشعار این مجموعه باشند اما آن‏چه بار عظیم اشعار را بر دوش می‏کشد، عشق است و همین اغراق در خلق فضاهای عاشقانه گاه شعر را به سوی سانتی‏مانتالیسمی مهارناشدنی می‏کشاند.
پس قرار ملاقاتمان / عصرهای جمعه / با ياس‌های زرد، بابونه و فنجانی چای بنفشه / كه شايد لابلای عطر و فام گل‌ها / به‌يادم آوری / وقت رگبار بی‌وقت اقاقی. (ص59)
آرام‌آرام صدای‌ تو را می‌شنوم از پشت تلفن / صبر می‌كنم تا مثل هميشه به صدايت آغشته شوم / پوشيده از عطر هميشگی صدايت می‌گويم: / «دوستت دارم / چشمانت را می‌بوسم.» (ص25)
برخی از اشعار این مجموعه گاه چنان شکل ایضاحی به خود می‏گیرند که گویا شاعر خود را مکلف می‏داند مخاطب را به آن درجه از آگاهی که در نظر دارد برساند، حال آن‏که شعر آن‏چنان واضح و شفاف با مخاطب سخن می‏گوید که تنها ایجاز می‏تواند نجات‏بخش آن باشد. ایجازی که شاعر آن را از شعر دریغ کرده است.
كاش! / نشان باغ نارنج را از تو گرفته بودم / برای سپيدی تنت / كه بوی گل‌های نارنج می‌داد / برای تو دلتنگم. (ص27)
آن‌وقت است که بی‌گمان صدايم را هم خواهی شنيد / که مثل آن روزها می‌گويم: / «به خانه رسيدم، / دوستت دارم تا هميشه‌ی همين زندگی / هيچ‌گاه فراموشت نخواهم کرد...» (ص19)
لحظه‏ی سرودن و هیجانات ذهنی ناشی از آن گویی شاعر را از تأمل در انتخاب زبان و واژگان درخور شعرش بازداشته است و راه را بر اجراهایی دقیق‏تر و استوارتر بسته است. با این‏همه در خوانش یک شعر خوب نمی‏توان از حضور آن شاعرانه و خلق فضاهای بکر و تازه غافل شد و این چیزی است که پژمان الماسی‏نیا در اشعاری چند به‏خوبی توانسته است به آن دست یابد.
- سال‌هاست / راه خانه‌ را فراموش كرده‌ام / درست از پنج‌شنبه‌عصری / كه سپيدی چشم‌هايت عطر سفر گرفت. (ص43)
- هيچ نگو! / چشمانم محو چشمانت / چيزی نمی‌شنود كه. (ص36)
- ديگر نمی‌خواهم مرگ را استقبال كنم / قلب كوچكم را پنهان كن. (ص69)
- بی‌آن‌كه نام كوچكت را به‌ياد بياورم / خوابم را دريا پر كرده است... (ص41)

نقد و بررسی فرزانه قوامی، روز ‌چهار‌شنبه هجدهم آبان‌‌ماه 1390 در صفحه‌ی 9 (ادبیات) شماره‌ی 697 (دوره‌ی جدید)، روز‌نامه‌ی فرهیختگان به چاپ رسیده است.
علاوه بر فرزانه قوامی، تاکنون این شاعران و منتقدان درباره‌ی کتاب «گذرنامه‌ی موقت ماهی آزاد» نوشته‌اند (به‌ترتیب الفبا): هلن اولیایی‌نیا، منصور خورشیدی، سریا داودی‌حموله، میترا سرانی‌اصل، امین فقیری، علیرضا نوری، صادق وفایی و سیدمحمد هاشمی.