9 ● 24 / برگرفته از یک نامه / نوشته‌ی بهاره رضایی


بهاره رضایی
(شاعر و منتقد)
مجموعه‌های شعر:
آنيتا؛ عروس چهار فصل سكوت
خدا خواب تازه‌تری برايم ديده است
درست بايد همين امروز تيربارانم می‌كردی؟!
تشريفات
يادداشت تفاهم/ در دست انتشار

تقويم عقربه‌دار ماه‌های بهار

برگرفته از یک نامه
نوشته‌ی بهاره رضایی

«تقويم عقربه‌دار ماه‌های بهار» را در خلال ِ مشغله‌های بسیار، خواندم.
آن‌چه به‌نظرم بیش از همه‌چیز، بر فراز شعرهای این مجموعه‌ی پژمان الماسی‌نیا خودنمایی می‌کند؛ این است که آن‌چه شاعر، پیرامون شعر کوتاه، در کتاب‌های قبلی‌، پی گرفته بود؛ در این کتاب دارای هویت و شناسنامه‌ی جان‌دارتری شده است.
به‌نظر می‌رسد که شعرها از فضاهای عمیق‌تری برخوردارند؛ در بیش‌تر شعرهای کتاب که فضای عاشقانه غالب است؛ امّا این عاشقانه‌ها بُعدهای تعمیم‌پذیری به فلسفه و مناظر اجتماعی هم پیدا کرده‌اند و به‌نظرم شاعر در این کتاب، حرکت کرده است و این نشان از آن دارد که خلوت گزیده و کار کرده است.
بازتاب فضاهای طبیعی و آن تصویرهای رسم شده از جانب شاعر بر فضای طبیعت هم به‌نظرم، شُسته‌رُفته‌تر از شعرهای کتاب‌های پیشین بود.
و یک اتّفاق خوب که در «تقويم عقربه‌دار ماه‌های بهار» افتاده این است که شاعر توانسته است؛ آن رُمانس ِ غلیظ و گاه افراطی که در شعرهایش دیده بودم را پشت سر بگذارد و به فضای تعدیل‌شده‌ای برسد.
شاعر در این کتاب، گویا از فیلتری گذشته است و این فیلتر؛ هرچه که هست، برای او خوب بوده است. امّا به‌نظر می‌رسد که او هم‌چنان باید مراقب باشد. و این مراقبت؛ برای شعرش لازم است تا به پرتگاه نزدیک نشود؛ چرا که دست‌خوش ِ احساسی طوفانی‌ست و تعدیل ِ این همه حس در ساحت ِ شعر، کار دشواری است.
این نگاه من بود که در حاشیه‌ی شعرهای مجموعه‌ی «تقويم عقربه‌دار ماه‌های بهار» به این‌جا رسیدم. برای شعر ِ پژمان الماسی‌نیا موفّقیّت‌های بیش‌تری آرزو می‌کنم.

بهاره رضایی
یک‌شنبه 8 آگوست 2010

کتاب‌چهارم:«تقویم‌عقربه‌دارماه‌های‌بهار»/هشتادونُه/نشرفرهنگ‌ایلیا

تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار چاپ شد!

همان‌طور که پیش‌تر وعده داده بودم، کتاب چهارم یعنی «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار» پایان خرداد ماه از سوی انتشارات فرهنگ ایلیا به چاپ رسید.
«تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار» شامل چهار بخش مجزا به‌ترتیب به نام‌های "محاط حريق بنفشه" (با سی‌وچهار شعر)، "به خودم برمی‌گردم" (با ده شعر)، "گزارش سايه‌های گمشده" (با نُه شعر) و "تسلای آويشن" (با سی شعر) است.
زحمت طراحی جلد کتاب هم مثل سه کتاب قبلی (ديگر هم‌بازی‌ات‌ نمی‌شوم، عاشقانه‌های‌برف‌به‌اسم‌كوچك و روایت ‌ماه ‌از نیمه) بر دوش امیر پیروی بوده است.
و بالاخره این‌که «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار» هفتاد و سومین کتاب از مجموعه‌ی "شعر معاصر" نشر فرهنگ ایلیاست که با شمارگان 1100 نسخه و قیمت پشت جلد 2000 تومان به چاپ رسیده.

 

● نقدهای ‌‌کتاب‌ «تقویم‌عقربه‌دارماه‌های‌بهار» به‌ترتیب ‌تازگی:
-چهارده:تأملی‌درتقویم‌عقربه‌دارماه‌های‌بهار:نقد‌مهرنوش‌قربانعلی.
-سیزده:نقدوبررسی‌تقویم‌عقربه‌دارماه‌های‌بهار:نقد‌رسول‌آبادیان.
-دوازده:بررسی‌‌‌تقويم‌‌عقربه‌دارماه‌های‌‌بهار:سخنرانی‌شیوا‌فرازمند.
-یازده:بررسی‌‌‌تقويم‌‌عقربه‌دارماه‌های‌‌بهار:سخنرانی‌آرش‌نصرت‌اللهی.
-ده:یادداشتی‌برتقویم‌عقربه‌دارماه‌های‌بهار:نوشته‌ی‌مریم‌اسحاقی.
-نُه:برگرفته‌ازیک‌نامه:نوشته‌ی‌بهاره‌رضایی.
-هشت:نگاهی‌به‌نشست‌نقدتقویم‌...:نوشته‌ی‌سریاداودی‌حموله.
-هفت:گزارش‌نشست‌نقدوبررسی‌‌درکانون‌ادبیّات‌ایران.
-شش:تقویم‌عقربه‌دارماه‌های‌بهار:نوشته‌ی‌پرویزخائفی.
-پنج:كاشف سرودهای طبيعت:نوشته‌ی‌ميثم‌متاجی.
-چهار:صبحی‌دیگر...:نوشته‌ی‌شیوافرازمند.
-سه:چندقدم‌مانده‌به‌آفتاب:نوشته‌ی‌منصورخورشیدی.
-دو:نگرش‌جدیدبه‌کلمه:نوشته‌ی‌پوران‌کاوه.
-یک:خوانش‌تقویم‌عقربه‌دارماه‌های‌بهار:نوشته‌ی‌سریاداودی‌حموله.


● در همین رابطه:
-پژمان‌الماسی‌نيامجموعه‌ی‌شعرجديدی‌منتشرمی‌كند:‌ایسنا.
-"تقویم‌عقربه‌دارماه‌های‌بهار"سروده‌شد:خبرگزاری‌مهر.
-تقویم‌عقربه‌دارماه‌های‌بهارپژمان‌الماسی‌نیامنتشرمی‌شود:‌ایمنا.
-"تقویم‌عقربه‌دارماه‌های‌بهار"به‌بازارمی‌آید:خبرگزاری‌سینمای‌ایران.
-تقویم‌عقربه‌دارماه‌های‌بهارپژمان‌الماسی‌نیا:سامانه‌ی‌‌فرهنگخانه.
-"تقویم‌عقربه‌دارماه‌های‌بهار"منتشر‌شد:خبرگزاری‌مهر.
-تقویم‌عقربه‌دارماه‌های‌بهارپژمان‌الماسی‌نیاچاپ‌شد:خبرگزاری‌ایمنا.
-"تقویم‌عقربه‌دارماه‌های‌بهار"منتشر‌شد:پایگاه‌خبری‌هنر.
-تقویم‌عقربه‌دارماه‌های‌بهاربا83شعر:کتاب‌نیوز.
-"تقویم‌عقربه‌دارماه‌های‌بهار"منتشر‌شد:مهرپرس.

 تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار

تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار
پژمان ‌الماسی‌نیا
ناشر: نشر فرهنگ ایلیا
چاپ نخست: 1389
شمارگان: 1100 نسخه
شماره‌ی نشر: 299
طرح جلد: امیر پیروی
حروف‌نگاری و آماده‌سازی: کارگاه نشر فرهنگ ایلیا
خدمات چاپ: جهان کتاب
‏شابک: ‏‫‏9-125-190-964-978
قیمت: 2000 تومان
104 صفحه
83 شعر

تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار در شهرها/کتاب‌فروشی‌های زیر قابل تهیه است:

تهران ـ مرکز پخش آسمان (انقلاب، خ 12 فروردین، مجتمع کتاب فروردین)
تهران ـ مرکز پخش بهار دانش (انقلاب، خ 12 فروردین، مجتمع ناشران)
تهران ـ مرکز پخش کتاب مهتاب (میدان انقلاب، بازار بزرگ کتاب)
تهران ـ کتاب‌سرای جاوید (خ انقلاب، خ اردیبهشت، انتشارات ناس)
آبادان ـ کتاب‌فروشی امیرکبیر
اصفهان ـ کتاب‌فروشی زمان
اصفهان ـ کتاب‌فروشی کمند
بابل ـ کتاب‌فروشی حریری
بابل ـ کتاب‌فروشی شهر شب
بندر آستارا ـ کتاب‌فروشی مولانا
جهرم ـ کتاب‌فروشی آموزش و پرورش
جهرم ـ کتاب‌فروشی کلبه‌ی کتاب
رامشیر ـ کتاب‌فروشی الفبا
رشت ـ کتاب‌فروشی مهران
شیراز ـ کتاب‌فروشی دارالکتب شهیدمطهری
شیراز و جهرم ـ انتشارات مصلی‌نژاد
کرج ـ انجمن مستقل شعر کرج‌ (صباغ نو)
لار ـ انجمن آفتاب
لاهیجان ـ کتاب‌فروشی فرازمند
مشهد ـ کتاب‌فروشی صدرا
مشهد ـ کتاب‌فروشی هیوا

 

«تقويم عقربه‌دار ماه‌های بهار»، لابه‌لای پاره‌کاغذهای ابری و بامدادی


بازتاب چاپ مجموعه‌ی شعر «تقويم عقربه‌دار ماه‌های بهار»:
01ـ شرکت در برنامه‌ی باغ هنر، رادیو تهران، 31 مرداد 89
ـ معرفی در ضمیمه‌ی ادبی دیگران، شماره‌ی 7، تیر 89
ـ معرفی در ماه‌نامه‌ی ادبی ماندگار، شماره‌ی 78، شهریور 89
ـ معرفی در فصل‌نامه‌ی نویسار، شماره‌ی 9 و 10، تابستان ‌و پاییز 89
ـ نقد سریا داودی‌حموله، آژانس خبری‌تحلیلی آرت‌نا، 9 شهریور 89
ـ نقد سریا داودی‌حموله، هفته‌نامه‌ی ندای بهبهان، شهریور 89
ـ نقد منصور خورشیدی، روزنامه‌ ‌تهران‌ امروز، شماره‌ 420، 8 شهریور 89
ـ نقد پوران کاوه، پایگاه شخصی پژمان الماسی‌نیا، 11 شهریور 89
ـ نقد شیوا فرازمند، روزنامه‌ی اطلاعات، شماره‌ 24842، 16 شهریور 89
۱۰ـ نقد پرویز خائفی، روزنامه‌ی نیم‌نگاه، شماره‌ی 3702، 13 مهر 89
۱۱ـ نقد ميثم متاجی، روزنامه‌ی جام‌جم، شماره‌ی 2962، 15 مهر 89

8●23/نگاهی‌به‌نشست‌نقد‌تقويم‌عقربه‌دارماه‌های‌بهار:کانون‌ادبیّات‌ایران


سریا داودی‌حموله
(شاعر و منتقد)
مجموعه‌های شعر:
اوفليا! تو نيستی، با گيسوانم حرف می‌زنم
آسمان حرفی از گيسوان لی‌لی بود
نان و نمک میان گیسوان تهمینه/ در دست انتشار
زنانی که کلاغ پوشیده‌اند آدم‌تر از حوا نیستند/ در دست انتشار
از عصای شكسته‌ی نيچه تا عصر لوركا/ در دست انتشار

پوستر نشست نقد و بررسی "تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار"

نگاهی به نشست دوشنبه سوم آبان‌ 1389 کانون ادبیّات ایران
پیرامون کتاب «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار» پژمان الماسی‌نیا

نشست ادبی دوشنبه سوم آبان‌ماه 1389 کانون ادبیّات ایران با حضور مهرنوش قربانعلی، آرش نصرت‌اللهی، شیوا فرازمند و پژمان الماسی‌نیا و... برگزار شد؛ قرار بود من نیز در این جلسه حضور داشته باشم که به‌دلیل پیش‌آمد مأموریتی کاری، میسّر نشد... گرچه دوستان تقریباً موازی یکدیگر صحبت کرده‌اند، ولی بیشتر دیدگاه‌ها شخصی بود.
اصل ادبی بر این استوار است که دیدگاه شخصی موازی دیدگاه ادبی باشد. همان‌گونه که در خوانش «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار» الماسی‌نیا گفته‌ام، شعرها حسّی و عاطفی‌اند و ذهنیّت شاعر ایماژیستی است.
من عقیده دارم لزومی ندارد وارد ساحتی شویم که از آن اطّلاع نداریم زیرا خطر کم دانستن از ندانستن بیشتر است!
... آرش نصرت‌اللهی اظهار داشته؛ الماسی‌نیا در تصویرسازی موفّق نبوده ولی وضعیّت "آدمیزادگی" اثر را حفظ کرده است... من حس می‌کنم که تحلیل ایشان نوعی مدح شبیه به ذم به‌حساب می‌آید! همین... در تحلیل مهرنوش قربانعلی باید بگویم این واگویه‌ها "هایکو" نیستند! و این تعلیق‌ها با تعریف هایکو هم‌خوانی و هم‌خونی ندارند! قرار نیست هر شعری با تصاویر عینی و انتزاعی هایکو نامیده شود؛ زیرا با تعریفی که از هایکو سراغ داریم مطابقت ندارد! و از این‌ها گذشته برای تحلیل ادبی یک دلیل کافی نیست... نه هر شعر کوتاهی هایکوست و نه هر هایکویی شعر کوتاه است! و این تأثیر و تأثرها اپیدمی خطرناکی است! حتّی در شاهدمثال‌های مهرنوش قربانعلی از احمد شاملو، هوشنگ ابتهاج و محمّدرضا شفیعی‌کدکنی... این شعرها بنا به اصول ادبی "طرح" هم نام ندارند؛ و هایکو تعریف دیگری دارد و حتّی با تعاریف و ویژگی‌های هایکوی "جکی هاردی" از کتاب "صد و یک هایکو: از گذشته تا امروز" هم‌جواری ندارد!
شاعران ما در ادبیّات ایرانی از هایکوها تأثیر پذیرفتند ولی هیچ‌کدام هایکوسرا نشدند! استقلال زبان در شعرهای هایکوی چینی و ژاپنی (با شاعرانی از قبیل موتوتوشی، هی‌تومارو، تاری‌هارا، یاکاموکی...) نشان از شگردهای زبانی و ایجاز و تصویر و بیان محتوایی است. و... و...
در این‌جا روی سخنم با مهرنوش قربانعلی و یا دیگر دوستان نیست... گاه یک‌سری نظریه‌های بی‌زاویه در ادبیّات مطرح می‌شود، البتّه با ادعای عجیب و غریب و بی‌شکل و فرم (!) که باید با دقّت بیشتری به آن‌ها پرداخت و هیچ دیدگاه شخصی نمی‌تواند ادبی باشد مگر با دلایل ساختار ادبی... تا این پیش‌فرض‌ها در ذهن مخاطب شکل بگیرد. در این تداعی‌ها بحث روی فرم هست؛ از طرف دیگر متأسفانه بعضی‌ها در ادبیّات فرم را بد فهمیده‌اند و یا اصلاً نفهمیده‌اند... در کتاب الماسی‌نیا و در ادبیّات وطنی، هایکو تعریفی غیر از ذهنیّت دوستان دارد. در هایکو باید حتّی مورفیم و کوچک‌ترین جزء معنی‌دار کلمه را هم در نظر گرفت...
شعر الماسی‌نیا مانند یک آلبوم است که بعضی صفحاتش تصویردار می‌باشند و بعضی صفحات را هم مخاطب باید خود تصویر بسازد... ولی شاعر در کتاب «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار» با برجسته‌سازی تصاویر، نهایت سعی را در القاء مفاهیم دارد... الماسی‌نیا باید خیلی خوش‌اقبال باشد که به شعرش فرمی پوشانده شده که خود این فرم را نمی‌شناسد!
این اظهار نظرها مرا به یاد قصّه‌ی خیاطان و لباس پادشاه اثر هانس کرستین‌آندرسن انداخت؛ ولی دوستان عزیز پادشاه لباس تنش نیست!

سریا داودی‌حموله
جمعه:14آبان1389

 

7●22/نشست‌نقدوبررسی‌تقويم‌عقربه‌دارماه‌های‌بهار:کانون‌ادبیّات‌ایران

پوستر نشست نقد و بررسی "تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار"

مهرنوش قربانعلی، شیوا فرازمند و آرش نصرت‌اللهی

نشست نقد و بررسی «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار»
منتقدان: مهرنوش قربانعلی، شیوا فرازمند و آرش نصرت‌اللهی


نشست نقد و بررسی چهارمین کتاب پژمان الماسی‌نیا «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار» عصر دوشنبه سوم آبان‌ماه 1389 با حضور مهرنوش قربانعلی، آرش نصرت‌اللهی، شیوا فرازمند، پژمان الماسی‌نیا و جمعی از علاقه‌مندان ادبیّات در کانون ادبیّات ایران برگزار شد.
در ابتدا، مهرنوش قربانعلی ضمن اشاره به این نکته که نشست نقد و بررسی کتاب «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار» دویست و نود و پنجمین جلسه از سلسله نشست‌های پیوسته‌ی نقد و بررسی در کانون ادبیّات ایران است، به معرفی کوتاهی از پژمان الماسی‌نیا پرداخت و سپس از وی برای قرائت نمونه‌هایی از شعرهایش دعوت کرد. پژمان الماسی‌نیا نیز به قرائت چهار شعر از صفحات 23، 42، 44 و 94 مجموعه‌ی شعر «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار» برای حاضرین در نشست، پرداخت.

مهرنوش قربانعلی و شیوا فرازمند


شیوا فرازمند (شاعر و منتقد ادبی) در این نشست، اظهار داشت: بسیاری از اوقات که در حوزه‌ی نقد صحبت می‌کنیم، دیدگاه‌های شخصی خود را نیز در آن دخالت می‌دهیم. نقدها و بررسی‌هایی هم که در این جلسه بیان می‌شوند از این قاعده مستثنی نیستند.
وی گفت: وقتی به عناوین کتاب - محاط حريق بنفشه، به خودم برمی‌گردم، گزارش سايه‌های گمشده و تسلای آويشن - نگاه می‌کنیم متوجّه احساس شاعرانه‌ی نهفته در آن‌ها می‌شویم و هر عنوانی نشان از چگونگی احساسات شاعر در مقطع زمانی سرودن شعرها دارد، یعنی شاعر با آوردن این جملات، کلمات و ترکیبات به‌عنوان اسامی بخش‌های چهارگانه‌ی «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار» سعی کرده قسمتی از خود را در کتاب عنوان کند.
شاعر مجموعه‌ی شعر "وقتی تو هستی، من آسمانم" با اشاره به بازه‌ی زمانی سرودن شعرهای کتاب، گفت: با این‌که کتاب چاپ سال 89 است اما شعرهای سال‌های 83 تا 88 را نیز دربرمی‌گیرد. این موضوع ممکن است از دید بعضی افراد، منفی تلقی و از دید عدّه‌ای دیگر به‌عنوان نکته‌ی قوّت محسوب شود. چرا که توجّه به سال سرودن شعرها می‌تواند نشان‌دهنده‌ی حرکت رو به جلو شاعر باشد و علاوه بر آن، چنان‌چه مخاطب به شعرهای پیشین الماسی‌نیا دست‌رسی نداشته باشد، تا حدودی می‌تواند با پیشینه‌ی شعری او آشنا شود.
فرازمند ادامه داد: اما از طرفی شاید این تفکر برای مخاطبی که با آثار قبلی شاعر آشنا باشد، پیش ‌آید که وی هیچ حرکتی در شعرش نداشته است. برخی اشعار کتاب از نظر مضمون عاطفی و احساسی شاید تکراری به‌نظر برسند اما اگر بتوان مفاهیم تکراری را مجدداً با شکلی دیگرگون بیان کرد، نقطه‌ی قوّت اثر محسوب می‌شود. در این کتاب شاید به هم ریختن فرم و نرم زبانی را شاهد نباشیم اما امتیاز اشعار مجموعه‌ی «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار» ایجاز آن‌هاست. توجّه داشته باشیم که سرودن شعر کوتاه به‌سادگی امکان‌پذیر نیست، بایستی از ایجاز استفاده کرد به‌نحوی که به معنا و موسیقی درونی شعر ضربه نزند.
وی همچنین افزود: حس می‌کنم برای سرودن این آثار، تلاشی صورت نگرفته است و اشعار از درون شاعر جوشیده‌اند که این نقطه‌ی قوّت دیگر این کتاب است. یعنی این‌که شعر به‌صورت جوششی آن‌چنان در شاعر نهادینه شده که ایجاز مورد نظر ناخودآگاه اتّفاق افتاده است. نکته‌ی دیگر وسواس شاعر در انتخاب کلمات است. برای کلماتی که توسط الماسی‌نیا به‌کار برده شده‌اند نمی‌توان جایگزینی پیدا کرد. من سعی کردم برای برخی از کلمات جایگزین انتخاب کنم امّا شعر زیبایی، موسیقی و معنای خود را از دست داد. این وسواس شاعر در کل به نفع اشعار کتاب تمام شده است.
این منتقد ادبی تصریح کرد:‌ در شعرهای مربوط به سال‌های 87 و 88 متوجّه فاصله‌گیری از اشعار سال‌های پیشین شاعر می‌شویم. در سروده‌های این سال‌ها تصویرسازی‌های جدیدی وجود دارد که شاید به‌نوعی شعر هایکو را تداعی کنند امّا من معتقدم که هایکو نیستند چرا که تعریف هایکو با ساختاری که شاعر این مجموعه ارائه داده، مطابقت ندارد. البتّه عدّه‌ای این حرکت را نمی‌پذیرند و می‌گویند درست نیست شعر تصویرساز باشد. اما همین عدّه هم هنگام سرودن شعر درگیر تصویرسازی می‌شوند. این تصویرسازی حتّی اگر عینی نباشد، ممکن است ذهنی یا انتزاعی باشد.
شیوا فرازمند در ادامه‌ی بیان ویژگی شعرهای سال‌های 87 و 88 پژمان الماسی‌نیا عنوان کرد: این اشعار ساختار موجزتری دارند و در آن‌ها با حذف حداکثری افعال و همچنین فاعل‌هایی مستتر روبه‌رو هستیم. با استفاده‌ی بیشتر از ایجاز در این شعرها، بهره‌گیری از استعاره افزایش یافته است. ویژگی دیگر این مجموعه، ترکیب‌سازی‌هایی است که شاعر از خود ابداع کرده است. به‌نظرم یکی از ایراداتی که می‌توان به شاعر گرفت این است که کم‌تر دست به خلق این نوع ترکیبات زده است.
این شاعر در پایان، اظهار داشت: زبان شعری الماسی‌نیا شاید به فرم بهتری نیاز داشته باشد. توصیه‌ی پایانی من به شاعر این است که شعر را با همین جدیّتی که در او سراغ داریم - به‌گواه انتشار کتاب‌هایش در چندین سال پیاپی - دنبال کند و به‌نظرم تداوم این روند، موجب موفّقیّت‌های بعدی این شاعر خواهد شد.

مهرنوش قربانعلی و آرش نصرت‌اللهی


آرش نصرت‌اللهی (شاعر و منتقد ادبی) در ادامه‌ی جلسه ضمن اشاره به بخشی از صحبت‌های نیما پیرامون روح و جوهره‌ی شعر، گفت: باید توجّه داشته باشیم که دید شاعر با مردم عادی تفاوت دارد. تصوّر من این است که گرایش به ساختن تصویر در شعر، بررسی دید شاعرانه را مهمّ‌تر می‌‌کند. الماسی‌نیا در شعرش از تصاویر متعددی بهره می‌برد و از آن‌جا که این سروده‌ها همه کوتاه هستند، فعل دوربین‌گذاری یا تصویرسازی برای او وضعیّت ویژه‌ای پیدا می‌کند.
نصرت‌اللهی در ادامه افزود: در بعضی اشعار، تصویرسازی موفّق نبوده و شاعر در بهره‌گیری از این دوربین‌گذاری ناکام بوده است. در اشعار مورد نظر، کنش و واکنشی بین عناصر تصویر نمی‌بینیم و فقط نمایش صرف تصویر را داریم. امّا در تقابل با این‌گونه اشعار، مواردی هم می‌توان مثال زد که شاعر توانسته اجرای تأثیرگذاری از دوربین‌اش بگیرد و رابطه‌ی ارگانیکی در تصویرسازی بین عناصر برقرار کرده است مثل شعرهای صفحه‌های 26، 35 و 42.
شاعر مجموعه‌ی شعر "رفته‌ام خودم را بیاورم" تأکید کرد: در شعر کوتاه مسأله‌ی کشف به‌دلیل کوتاهی شعر بسیار حساس و مهم است چون ما با کم‌ترین عناصر به‌دنبال کشف بزرگی هستیم.
این منتقد ادبی در ادامه به مسأله‌ی بروز «آن»ِ شاعرانه در شعرهای سال‌های دهه‌ی 80 پرداخت و افزود: مسأله‌ی «آن» در شعرهایی که در سال‌های اخیر سروده می‌شوند وضعیّت بهتری پیدا کرده که این «آن» را در شعرهای الماسی‌نیا نیز می‌توان مشاهده کرد. شاعر در این قبیل شعرها، لحظات را تجربه کرده و به نوشتن تجربه‌هایش پرداخته است. شاعر بایستی پیش از سرایش، خودآگاهش را به‌گونه‌ای تربیت کند که در زمان سرایش به‌طور ناخودآگاه عمل کند. به‌عنوان نمونه، شعر صفحه‌ی 97 کتاب کاملاً واجد خصایص گفته شده و «آن» شاعرانه است. رابطه‌ی تسلسلی که بین چهار کلمه‌ی این شعر دیده می‌شود به‌جز یک تجربه‌ی آنی نمی‌تواند باشد چرا که بسیار دشوار می‌توان آن را «ساخت».
آرش نصرت‌اللهی سپس به بحث عینیّت و ذهنیّت اشاره کرد و وجود احساسات در شعر پژمان الماسی‌نیا را واجد کارکردی دوگانه و به‌مثابه‌ی تیغی دولبه برشمرد که گاه می‌تواند شعر را نجات دهد و گاهی نه.
وی همچنین به حضور «تعلیق» در شعرهای مجموعه‌ی «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار» اشاره‌ای داشت و به‌طور مثال از شعر صفحه‌ی 59 کتاب به‌عنوان شعری که کاربرد معماگونه‌ی تعلیق در آن باعث ایجاد جذّابیت شده است، نام برد.
شاعر مجموعه‌ی شعر "تو/تهران/1385" تصریح کرد: نقطه‌ی قوّت کتاب این است که از لحاظ زبانی وضعیت آدمیزادگی خود را حفظ کرده است و وارد حوزه‌های عجیب و غریب زبانی نشده است. منتهی اگر قرار است شاعر دست به خلق آثار بهتری بزند، لازم است با سطوح و لایه‌های زیرین زبان ارتباط برقرار کند.

مهرنوش قربانعلی


مهرنوش قربانعلی (شاعر و منتقد ادبی) نیز در پایان ضمن ارائه‌ی پیشینه‌ای از شعر کوتاه و کوتاه‌سرایی در ادبیّات ایران، به ذکر مثال‌هایی از شاعرانی نظیر احمد شاملو، هوشنگ ابتهاج و محمّدرضا شفیعی‌کدکنی پرداخت.
شاعر مجموعه‌ی شعر "به وقت البرز" سپس به چگونگی معرفی هایکو به‌وسیله‌ی شاعران و مترجمانی از قبیل احمد شاملو و ع. پاشایی اشاره و تعاریفی از هایکوهای متقدم (سنّتی) و متأخر (مدرن) ارائه کرد و با این درآمد، بخش عمده‌ی «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار» را مطابق با تعریف هایکوی سنّتی عنوان کرد.
وی اظهار داشت: در بخش ابتدایی کتاب عمدتاً با شعرهایی مواجه‌ایم که روایتی تصویری را در خود دارند و با تصویری محض روبه‌رو هستیم. در برخی از این شعرها پیدا کردن آن‌چه پنهان است بسیار دشوار است. با این حال در همه‌ی شعرها آمیختگی تصاویر و مفاهیم را شاهد هستیم و تفکیک مفهوم و تصویر کم‌تر رخ داده است.
شاعر مجموعه‌ی شعر "کوک تهران" گفت: در بخش دوم، واگویه‌های درونی شاعر در شعر بروز پیدا می‌کند و سروده‌ها از طبیعت‌گرایی صرف خارج می‌شوند. از این قسمت است که اشعار کتاب وارد فاز هایکوهای امروزی و مدرن می‌شود.


لینک اخبار مرتبط از:

● سایت کانون ادبیّات ایران
● خبرگزاری مهر

● خبرگزاری ایمنا
+

● سایت کانون ادبیّات ایران
● خبرگزاری کتاب ایران
● خبرگزاری مهر
● خبرگزاری فارس
● پایگاه خبری هنر
● خبرگزاری ایمنا