

نشست نقد و بررسی «تقویم عقربهدار ماههای بهار»
منتقدان: مهرنوش قربانعلی، شیوا فرازمند و آرش نصرتاللهی
نشست نقد و بررسی چهارمین کتاب پژمان الماسینیا «تقویم عقربهدار ماههای بهار» عصر دوشنبه سوم آبانماه 1389 با حضور مهرنوش قربانعلی، آرش نصرتاللهی، شیوا فرازمند، پژمان الماسینیا و جمعی از علاقهمندان ادبیّات در کانون ادبیّات ایران برگزار شد.
در ابتدا، مهرنوش قربانعلی ضمن اشاره به این نکته که نشست نقد و بررسی کتاب «تقویم عقربهدار ماههای بهار» دویست و نود و پنجمین جلسه از سلسله نشستهای پیوستهی نقد و بررسی در کانون ادبیّات ایران است، به معرفی کوتاهی از پژمان الماسینیا پرداخت و سپس از وی برای قرائت نمونههایی از شعرهایش دعوت کرد. پژمان الماسینیا نیز به قرائت چهار شعر از صفحات 23، 42، 44 و 94 مجموعهی شعر «تقویم عقربهدار ماههای بهار» برای حاضرین در نشست، پرداخت.

شیوا فرازمند (شاعر و منتقد ادبی) در این نشست، اظهار داشت: بسیاری از اوقات که در حوزهی نقد صحبت میکنیم، دیدگاههای شخصی خود را نیز در آن دخالت میدهیم. نقدها و بررسیهایی هم که در این جلسه بیان میشوند از این قاعده مستثنی نیستند.
وی گفت: وقتی به عناوین کتاب - محاط حريق بنفشه، به خودم برمیگردم، گزارش سايههای گمشده و تسلای آويشن - نگاه میکنیم متوجّه احساس شاعرانهی نهفته در آنها میشویم و هر عنوانی نشان از چگونگی احساسات شاعر در مقطع زمانی سرودن شعرها دارد، یعنی شاعر با آوردن این جملات، کلمات و ترکیبات بهعنوان اسامی بخشهای چهارگانهی «تقویم عقربهدار ماههای بهار» سعی کرده قسمتی از خود را در کتاب عنوان کند.
شاعر مجموعهی شعر "وقتی تو هستی، من آسمانم" با اشاره به بازهی زمانی سرودن شعرهای کتاب، گفت: با اینکه کتاب چاپ سال 89 است اما شعرهای سالهای 83 تا 88 را نیز دربرمیگیرد. این موضوع ممکن است از دید بعضی افراد، منفی تلقی و از دید عدّهای دیگر بهعنوان نکتهی قوّت محسوب شود. چرا که توجّه به سال سرودن شعرها میتواند نشاندهندهی حرکت رو به جلو شاعر باشد و علاوه بر آن، چنانچه مخاطب به شعرهای پیشین الماسینیا دسترسی نداشته باشد، تا حدودی میتواند با پیشینهی شعری او آشنا شود.
فرازمند ادامه داد: اما از طرفی شاید این تفکر برای مخاطبی که با آثار قبلی شاعر آشنا باشد، پیش آید که وی هیچ حرکتی در شعرش نداشته است. برخی اشعار کتاب از نظر مضمون عاطفی و احساسی شاید تکراری بهنظر برسند اما اگر بتوان مفاهیم تکراری را مجدداً با شکلی دیگرگون بیان کرد، نقطهی قوّت اثر محسوب میشود. در این کتاب شاید به هم ریختن فرم و نرم زبانی را شاهد نباشیم اما امتیاز اشعار مجموعهی «تقویم عقربهدار ماههای بهار» ایجاز آنهاست. توجّه داشته باشیم که سرودن شعر کوتاه بهسادگی امکانپذیر نیست، بایستی از ایجاز استفاده کرد بهنحوی که به معنا و موسیقی درونی شعر ضربه نزند.
وی همچنین افزود: حس میکنم برای سرودن این آثار، تلاشی صورت نگرفته است و اشعار از درون شاعر جوشیدهاند که این نقطهی قوّت دیگر این کتاب است. یعنی اینکه شعر بهصورت جوششی آنچنان در شاعر نهادینه شده که ایجاز مورد نظر ناخودآگاه اتّفاق افتاده است. نکتهی دیگر وسواس شاعر در انتخاب کلمات است. برای کلماتی که توسط الماسینیا بهکار برده شدهاند نمیتوان جایگزینی پیدا کرد. من سعی کردم برای برخی از کلمات جایگزین انتخاب کنم امّا شعر زیبایی، موسیقی و معنای خود را از دست داد. این وسواس شاعر در کل به نفع اشعار کتاب تمام شده است.
این منتقد ادبی تصریح کرد: در شعرهای مربوط به سالهای 87 و 88 متوجّه فاصلهگیری از اشعار سالهای پیشین شاعر میشویم. در سرودههای این سالها تصویرسازیهای جدیدی وجود دارد که شاید بهنوعی شعر هایکو را تداعی کنند امّا من معتقدم که هایکو نیستند چرا که تعریف هایکو با ساختاری که شاعر این مجموعه ارائه داده، مطابقت ندارد. البتّه عدّهای این حرکت را نمیپذیرند و میگویند درست نیست شعر تصویرساز باشد. اما همین عدّه هم هنگام سرودن شعر درگیر تصویرسازی میشوند. این تصویرسازی حتّی اگر عینی نباشد، ممکن است ذهنی یا انتزاعی باشد.
شیوا فرازمند در ادامهی بیان ویژگی شعرهای سالهای 87 و 88 پژمان الماسینیا عنوان کرد: این اشعار ساختار موجزتری دارند و در آنها با حذف حداکثری افعال و همچنین فاعلهایی مستتر روبهرو هستیم. با استفادهی بیشتر از ایجاز در این شعرها، بهرهگیری از استعاره افزایش یافته است. ویژگی دیگر این مجموعه، ترکیبسازیهایی است که شاعر از خود ابداع کرده است. بهنظرم یکی از ایراداتی که میتوان به شاعر گرفت این است که کمتر دست به خلق این نوع ترکیبات زده است.
این شاعر در پایان، اظهار داشت: زبان شعری الماسینیا شاید به فرم بهتری نیاز داشته باشد. توصیهی پایانی من به شاعر این است که شعر را با همین جدیّتی که در او سراغ داریم - بهگواه انتشار کتابهایش در چندین سال پیاپی - دنبال کند و بهنظرم تداوم این روند، موجب موفّقیّتهای بعدی این شاعر خواهد شد.

آرش نصرتاللهی (شاعر و منتقد ادبی) در ادامهی جلسه ضمن اشاره به بخشی از صحبتهای نیما پیرامون روح و جوهرهی شعر، گفت: باید توجّه داشته باشیم که دید شاعر با مردم عادی تفاوت دارد. تصوّر من این است که گرایش به ساختن تصویر در شعر، بررسی دید شاعرانه را مهمّتر میکند. الماسینیا در شعرش از تصاویر متعددی بهره میبرد و از آنجا که این سرودهها همه کوتاه هستند، فعل دوربینگذاری یا تصویرسازی برای او وضعیّت ویژهای پیدا میکند.
نصرتاللهی در ادامه افزود: در بعضی اشعار، تصویرسازی موفّق نبوده و شاعر در بهرهگیری از این دوربینگذاری ناکام بوده است. در اشعار مورد نظر، کنش و واکنشی بین عناصر تصویر نمیبینیم و فقط نمایش صرف تصویر را داریم. امّا در تقابل با اینگونه اشعار، مواردی هم میتوان مثال زد که شاعر توانسته اجرای تأثیرگذاری از دوربیناش بگیرد و رابطهی ارگانیکی در تصویرسازی بین عناصر برقرار کرده است مثل شعرهای صفحههای 26، 35 و 42.
شاعر مجموعهی شعر "رفتهام خودم را بیاورم" تأکید کرد: در شعر کوتاه مسألهی کشف بهدلیل کوتاهی شعر بسیار حساس و مهم است چون ما با کمترین عناصر بهدنبال کشف بزرگی هستیم.
این منتقد ادبی در ادامه به مسألهی بروز «آن»ِ شاعرانه در شعرهای سالهای دههی 80 پرداخت و افزود: مسألهی «آن» در شعرهایی که در سالهای اخیر سروده میشوند وضعیّت بهتری پیدا کرده که این «آن» را در شعرهای الماسینیا نیز میتوان مشاهده کرد. شاعر در این قبیل شعرها، لحظات را تجربه کرده و به نوشتن تجربههایش پرداخته است. شاعر بایستی پیش از سرایش، خودآگاهش را بهگونهای تربیت کند که در زمان سرایش بهطور ناخودآگاه عمل کند. بهعنوان نمونه، شعر صفحهی 97 کتاب کاملاً واجد خصایص گفته شده و «آن» شاعرانه است. رابطهی تسلسلی که بین چهار کلمهی این شعر دیده میشود بهجز یک تجربهی آنی نمیتواند باشد چرا که بسیار دشوار میتوان آن را «ساخت».
آرش نصرتاللهی سپس به بحث عینیّت و ذهنیّت اشاره کرد و وجود احساسات در شعر پژمان الماسینیا را واجد کارکردی دوگانه و بهمثابهی تیغی دولبه برشمرد که گاه میتواند شعر را نجات دهد و گاهی نه.
وی همچنین به حضور «تعلیق» در شعرهای مجموعهی «تقویم عقربهدار ماههای بهار» اشارهای داشت و بهطور مثال از شعر صفحهی 59 کتاب بهعنوان شعری که کاربرد معماگونهی تعلیق در آن باعث ایجاد جذّابیت شده است، نام برد.
شاعر مجموعهی شعر "تو/تهران/1385" تصریح کرد: نقطهی قوّت کتاب این است که از لحاظ زبانی وضعیت آدمیزادگی خود را حفظ کرده است و وارد حوزههای عجیب و غریب زبانی نشده است. منتهی اگر قرار است شاعر دست به خلق آثار بهتری بزند، لازم است با سطوح و لایههای زیرین زبان ارتباط برقرار کند.

مهرنوش قربانعلی (شاعر و منتقد ادبی) نیز در پایان ضمن ارائهی پیشینهای از شعر کوتاه و کوتاهسرایی در ادبیّات ایران، به ذکر مثالهایی از شاعرانی نظیر احمد شاملو، هوشنگ ابتهاج و محمّدرضا شفیعیکدکنی پرداخت.
شاعر مجموعهی شعر "به وقت البرز" سپس به چگونگی معرفی هایکو بهوسیلهی شاعران و مترجمانی از قبیل احمد شاملو و ع. پاشایی اشاره و تعاریفی از هایکوهای متقدم (سنّتی) و متأخر (مدرن) ارائه کرد و با این درآمد، بخش عمدهی «تقویم عقربهدار ماههای بهار» را مطابق با تعریف هایکوی سنّتی عنوان کرد.
وی اظهار داشت: در بخش ابتدایی کتاب عمدتاً با شعرهایی مواجهایم که روایتی تصویری را در خود دارند و با تصویری محض روبهرو هستیم. در برخی از این شعرها پیدا کردن آنچه پنهان است بسیار دشوار است. با این حال در همهی شعرها آمیختگی تصاویر و مفاهیم را شاهد هستیم و تفکیک مفهوم و تصویر کمتر رخ داده است.
شاعر مجموعهی شعر "کوک تهران" گفت: در بخش دوم، واگویههای درونی شاعر در شعر بروز پیدا میکند و سرودهها از طبیعتگرایی صرف خارج میشوند. از این قسمت است که اشعار کتاب وارد فاز هایکوهای امروزی و مدرن میشود.
●
لینک اخبار مرتبط از:
● سایت کانون ادبیّات ایران
● خبرگزاری مهر
● خبرگزاری ایمنا
+
● سایت کانون ادبیّات ایران
● خبرگزاری کتاب ایران
● خبرگزاری مهر
● خبرگزاری فارس
● پایگاه خبری هنر
● خبرگزاری ایمنا