علیرضا نوری
(شاعر و منتقد)

گذرنامه‌ی موقت ماهی آزاد 

خیلی دورتر از سایه‌ی دست...
علیرضا نوری

صداقت و نگاه شاعرانه به محیط و کلمات، ویژگی شعرهای پژمان الماسی‌نیاست. در این کتاب هم الماسی‌نیا روند حرکتی خود را دنبال کرده است - روندی به دور از دغدغه‌های زبانی و استفاده‌ی مداوم از زبان به‌عنوان کارکرد انتقالی - که در این روند حرکتی تا حدود زیادی هم موفق عمل کرده است.
چند شعر اول «گذرنامه‌ی موقت ماهی آزاد»، کم‌تر در روند حرکتی مجموعه قرار دارند. به‌نظر می‌رسد الماسی‌نیا بنا به اصرار درونی خود، این شعرها را در ابتدای کتاب قرار داده است؛ شعرهایی که بیش‌تر با بیرون از مجموعه در ارتباط‌اند... اما از شعر "اقلیما" (صفحه‌ی 26) به‌بعد، روند واقعی مجموعه آغاز می‌شود؛ روندی ساده که به‌طور مدام به سمت فضاهای مشترک با مخاطب در حرکت است و همین حرکت، مخاطب را مجاب می‌کند که چگونه همراه سطرها باشد.


از همسايه‌ها شنيدم:
«يك صبح كه نارنج‌ها در برف مانده بودند
برای هميشه به باغ رفت»...
[بخشی از شعر "اقلیما"، صفحه‌ی 26]


...
اين روزها وقتی صدايی شبيه زنگ در گوش‌هايم طنين‌انداز می‌شود
دلم می‌خواهد فکر کنم توئی که به‌يادم هستی / نيستی.
[بخشی از شعر "از اندوه صدایت"، صفحه‌ی 28]

الماسی‌نیا در این شعرها بیش‌تر به‌دنبال بیان دل‌تنگی و غم ناشی از یک جدایی است که گاه به حالت اولیه‌ی انتظار برمی‌گردد و گاه به ناامیدی بدل می‌شود و درنهایت شاعر، واقعیت آن‌چه را که احساس کرده بیان می‌کند که البته این احساسات را در بیش‌تر موارد به اجتماع پیوند زده است.


كدام لحظه از همه‌ی آن سال‌ها
روز بود يا شب؟
گمانم شبی كه سحابی‌ها هرازگاهی به زمين می‌ريختند

با كوله‌پشتی لبالب از پاكت‌های سفيد...
[بخشی از شعر "کانال ماهی"، صفحه‌ی 29]


...
بازمی‌گردم
تو پيچيده در تن‌پوشی سرخ
به آبی آغوشم آغشته می‌شوی
زمين
زير سپيدی پاهای برهنه‌مان
آكنده‌ی گلبرگ بنفشه‌های بنفش خواهد شد.
[بخشی از شعر "بعدِ تابستان"، صفحه‌ی 34]

سطرها با همان واژه‌های پیرامونی شاعر بیان می‌شوند و کم‌تر تلاشی برای حضور انتخاب‌های دیگر دیده می‌شود، به‌همین دلیل تعداد تکرار زیاد است که اندکی از زیبایی مجموعه کاسته است... ایجاز هم در این دسته شعرها کم‌تر رعایت شده و الماسی‌نیا گاهی بی‌رحمانه مخاطب را وادار می‌کند که تنها، شنونده‌ی سطرها باقی بماند.


...
پری جان!
«خدانگه‌دار» را از تو شنيدم
امّا هيچ‌وقت باور نكردم
كنار تو در پناه درختان كُنار
ـ دور از جهان بی‌رحم و مردمش ـ
امنيت داشتم
از سكوت می‌ترسيدم
امّا پذيرای سكوتت
خاموش می‌ماندم
كنار تو
از سياهی و سپيدی جهان
هراس نداشتم...
[بخشی از شعر "بهار شیراز"، صفحه‌ی 45]


...
طوری توپ را هوا بيانداز
كه به دست من نرسد هرگز
آن‌قدر دور و بلند
كه فراموش كنيم توپ بالاخره به زمين برمی‌گردد
كه فراموش كنيم قرار است روزی بزرگ شويم...
[بخشی از شعر "دریای رؤیا"، صفحه‌ی 50]


از دیگر ویژگی‌های بارز این مجموعه، گرفتار نشدن احساسات شاعر در محدوده‌های تکنیکی است. الماسی‌نیا هیچ‌گاه هراسی از بروز صریح احساسش ندارد، هم‌واره احساساتش را به‌صورتی آگاهانه بیان کرده و به‌همین دلیل، میزان صداقت شعرهای مجموعه بالاست.


...
می‌خوابيم
بدون لالائی و شب بخير
ما هميشه لبخند می‌زنيم
با اين‌كه می‌دانيم
ديگر از شعر هم كاری ساخته نيست...
[بخشی از شعر "مسافران"، صفحه‌ی 77]


...
پيش از آن‌كه پشت افراها در برف و مه پنهان شوی
در چشمانت دريا ديدم

بی‌آن‌كه نام كوچكت را به‌ياد بياورم
خوابم را دريا پر كرده است...
[بخشی از شعر "بنفشه‌های كوهی"، صفحه‌ی 41]


«گذرنامه‌ی موقت ماهی آزاد» به‌خوبی تفاوت ساده‌نویسی را با ساده‌اندیشی نشان داده است. در این مجموعه، مخاطب با سطرهایی مواجه می‌شود که در عین سادگی، بیان‌کننده‌ی تفکری عمیق هستند و این را می‌توان از موفقیت‌های الماسی‌نیا به‌شمار آورد؛ موفقیتی که در این دوره، مخاطب شعر کم‌تر با آن روبه‌رو می‌شود.


...
تعبير خواب‌های زمين پيشِ مادران است
بايد امشب زود بخوابم

مادر
عادت به بيدار ماندن نداشت.
[بخشی از شعر "هزار سال بعد"، صفحه‌ی 84]


...
وعده كرديم
همگی زير غبار خيس باران / رنگ چشم‌ها را حدس بزنيم

از شناسنامه و كارت‌های شناسايی هم چيزی دستگيرمان نمی‌شود
حتّا...
كه ساليانِ سال
تو را كشته‌اند.
[بخشی از شعر "31 اسفند"، صفحه‌ی 78 و 79]


مؤخره:
غالب شعرهای «گذرنامه‌ی موقت ماهی آزاد» در ارتباطی پنهانی‌اند و هرکدام از آن‌ها در فاصله‌ی زمانی خاص، سراغ اتفاقی را در یک زمان گرفته است. نحوه‌ی بیان احساسات در سطرها نمونه‌ی انسان امروزی است؛ انسانی امروزی با واکنش‌های عاطفی گوناگون در برابر یک اتفاق که گاه براساس طبیعت انسانی، به انتظار می‌رسد و گاه به ناامیدی پناه می‌برد. ساختار این مجموعه‌ی شعر - چه در کلیت آثار و چه در سطرها - برای مخاطب نوعی مرزبندی ایجاد کرده است، گونه‌ای مرزبندی که تلاش دارد مخاطب را مجاب کند که چه انتظاری از تک‌تک سطرها و از کلیت مجموعه داشته باشد.

به امید موفقیت‌های بیش‌تر این شاعر توانا
علیرضا نوری
جمعه، بیست و چهارم تیرماه 1390

 

این نقد و بررسی علیرضا نوری، پیش‌تر در تاریخ ‌شنبه یکم مردادماه 1390 به‌صورت الکترونیکی در شماره‌ی هشتاد و نهم از ماهنامه فرهنگی و ادبی و هنری ماندگار منتشر شده است.