8 ● 37/ در حاشیهی گذرنامهی موقت ماهی آزاد/ سیدمحمد هاشمی

سیدمحمد هاشمی
(نویسنده، شاعر و منتقد)
کتابها:
هزار خیابان فاصله دارم با او
از دیار اقیانوس
نیلوفر من
چولان

در حاشیهی گذرنامهی موقت ماهی آزاد
سیدمحمد هاشمی
اگر نگاهی کوتاه به دو مجموعهی شعر آخر پژمان الماسینیا یعنی؛ «تقویم عقربهدار ماههای بهار» و «گذرنامهی موقت ماهی آزاد» بیندازیم، با دو شاعر با کارکردهای متفاوت روبهرو میشویم. شاعر «تقویم عقربهدار ماههای بهار»، شاعر ایجاز است؛ اما در ذهن شاعر «گذرنامهی موقت ماهی آزاد»، از ایجاز خبری نیست.
شاعر «تقویم عقربهدار...» با طبیعت رابطهی عمیق و صمیمانهای دارد؛ اما شاعر «گذرنامهی موقت...» از طبیعت فاصله گرفته و تنها با آوردن نام تعدادی گل و درخت بهصورت تصنعی پیوند خود را با طبیعت به تصویر کشیده است. در تصویرهای حسی و عاطفی شاعر «تقویم عقربهدار...» آرزوی رسیدن به چشم میخورد؛ اما محبوب شاعر «گذرنامهی موقت...» دستنیافتنی و همهی شعرها، تصویرگر این فاصله است. در این نقد کوتاه، هرکدام از این کارکردهای متفاوت را در مجموعهی شعر «گذرنامهی موقت ماهی آزاد» بررسی میکنیم.
۱- ایجاز:
ایجاز یکی از دستاوردهای مهم انتقال تجربههای نیما به شعر سپید است. شاعر امروز نیازهای خوانندهاش را میشناسد و میداند که باید در کوتاهترین کلمات، بلندترین مضامین را بگنجاند. راز آسیبپذیری بسیاری از شعرهای سپید معاصر در بیاعتنایی شاعر به این نکته نهفته است. شاعر درصدد تفسیر سطرها برمیآید و وقت خوانندهاش را میگیرد. برای درک معجزهی ایجاز به دو مثال کوتاه اشاره میکنم:
- خدا را بپررست
در این سطر رشکبرانگیز مرحوم نیکو در فعل بپررست، سه تصویر به چشم میخورد: ۱- پرستیدن، ۲- پریدن، ۳- رستن و نجات یافتن.
- از صف غوغای تماشاییان / الغازر / گامزنان راه خود گرفت
شاملو در ترکیب تماشاییان، دو مفهوم را در ذهن خود و خواننده پرورانده است: ۱- تماشاچیانی که سرگرم تماشای به صلیب کشیده شدن ناصری بودند، ۲- صحنهی به صلیب کشیدن ناصری که برای مردم تماشایی بود.
پژمان الماسینیا هرچه در مجموعههای قبلی خود به ایجاز نزدیک بوده، در «گذرنامهی موقت ماهی آزاد» از آن فاصله گرفته است. اگرچه در چند شعر این مجموعه، ایجاز به چشم میخورد؛ اما این اتفاق در کارهای دیگر کمتر میافتد.
- ... میتوانی آرام چشمانت را ببندی / - همان دو چشم میشی درشت قشنگ - / آنوقت میتوانی مرا ببینی که هنوز صبح زود / در ایستگاه اتوبوس / به انتظار آمدنت با لبخندی بر لبانم / اتوبوسهای زرد را شماره میکنم / میتوانی مرا ببینی که وقت خداحافظی / در ایستگاه اتوبوس / به انتظار عبورت با غمی در چشمانم / ایستادهام تا برایت دست تکان دهم ... (ص ۱۹)
- ... در کوچه با هم بازی میکنیم / چرخوفلک سوار میشویم / دستان هم را میگیریم / تا نترسیم از ارتفاعی که بلند است برای کودکیمان / برایت از کاغذهای رنگی فرفره میسازم / - هر رنگ که بخواهی - / آنوقت جلوی خانهی شما / فرفرهها را آنقدر ارزان میفروشیم / تا همه بچّههای محل صاحب فرفره شوند ... (ص 23)
شعرهایی چون "پلانهای فراموششده"، "مسافر آبهای آرام"، "زخمهای رؤیا"، "هامون" و... علاوه بر نداشتن ایجاز، از فقدان عناصر آشنای شعر هم رنج میبرند. بعضی از شعرها ساختار روایی دارند که در آنها هیچگونه اتفاق تکاندهندهای به چشم نمیخورد.
۲- رابطه با طبیعت:
تنها با آوردن نام عناصر طبیعی پیرامون خود، نمیتوان با طبیعت رابطهی صمیمانهای برقرار کرد. این رابطه فقط با ایجاد فضاهای تازه در شعر شکل میگیرد. کاری که نیمای بزرگ آغازگر آن در شعر معاصر بود و بعدها توسط پیروان جوانتر او ادامه پیدا کرد. شعرهای الماسینیا پر است از گل، برف، افرا، مه، ریحان و...
- ... چهقدر به بهارنارنجها شباهت داشتی ... (ص ۲۶)
- ... من از سيارهای لبريز مزارع گلسرخ / بازمیگردم ... (ص 33 و 34)
- ... پيش از آنكه پشت افراها در برف و مه پنهان شوی / در چشمانت دريا ديدم ... (ص ۴۱)
ظاهراً الماسینیا در این مجموعه دلبستگی عجیبی به برف دارد. ریشهی این دلبستگی را باید در خاطرات و آرزوهای شاعر جستوجو کرد.
- ... همهجا / طنين تنهائی و / بوی برف تازه. (ص ۸)
- ... صبح نيمهی اسفند است / و در ايوان خانهای مملو از برف و پامچال / میلرزم ... (ص ۴۶)
- برف بیامان میبارد / ماندهی راه / درّهی عميقیست پر از مه ... (ص ۷۶)
- ... تا چشم ياری میدهد / فقط سفيدیست / و شوقِ پابهپا قدم نهادن روی برفهای بكر، ... (ص ۸۷)
با نگاهی به این نمونهها میتوان دریافت که شاعر این مجموعه، تنها به آوردن نام عناصر طبیعت و پیوند آن با روح عاطفی شعرها اکتفا کرده و کمتر به نوآوری و ایجاد فضاهای جدید پرداخته است.
3- صدای عشق:
از بین صداهای موجود در شعر معاصر، در مجموعهی «گذرنامهی موقت ماهی آزاد»، صدای عشق را بلندتر و چشمگیرتر از دیگر صداها میتوان شنید. مجموعههای دیگر الماسینیا نیز انباشته از این صداست. تلفیق زبان شاعرانه با نگاه عاشقانه، شعرهای او را همچنان صمیمی و تازه نشان میدهد. شاعر در هر مجموعه، دست خواننده را میگیرد و باهم از گذرگاه عشق و پیچ و خمهایش میگذرند.
البته الماسینیا در این مجموعه، از میان چشماندازهای گوناگون عشق، تنها به تماشای فاصله نشسته است. او را باید روایتگر فاصله و دوری از محبوب دانست. اگرچه در آغاز، شعری امیدوارانه میگوید: - روزهای فاصله / - سه ماه يا سه سال - / عاقبت پايان میپذيرد، ... (ص ۳۳) اما همچنان رد پای این فاصله را در همهی شعرهای او میتوان دید.
- امروز / روز آخرست / امروز که بگذرد / ديگر تو را نخواهم ديد / ديگر مرا نخواهی يافت / نه نشانی خانهای به نام من است / نه رقمهای هيچ شماره تلفنی ... (ص 17 و 18)
- ... کسی انگار از روشناهای دورِ دريا صدايت میزند / تو با غريبهها به سوی او میروی، بدون من // پيش از رفتن برمیگردی لبخند میزنی / برايم دست تکان میدهی با اين همه راه میافتی // - تنها تو سفيدی / ميان سياهی غريبهها - ... (ص ۲۱)
- اتاق بوی غم گرفته / انگار باورش شده / ديگر نيستی كه بيايی بر پردهی سفيد تابستانهای كودكی / بمانی در قابهای كوچك شيشهای ... (ص ۴۷)
شعر تنها بیان ایدهآلها و خاطرات نیست. شاعر باید با ایجاد اتفاقها و چالشهای ذهنی، خواننده را با تأمل و کشف فضاهای تازه روبهرو سازد. چیزی که کمتر در مجموعهی شعر «گذرنامهی موقت ماهی آزاد» اتفاق میافتد.

● این نقد و بررسی سیدمحمد هاشمی، روز چهارشنبه بیست و ششم مردادماه 139۰، در تارنمای شخصی «مثل چيدن انار» انتشار یافته است.
● علاوه بر سیدمحمد هاشمی، تاکنون این شاعران و منتقدان دربارهی کتاب «گذرنامهی موقت ماهی آزاد» نوشتهاند (بهترتیب الفبا): هلن اولیایینیا، منصور خورشیدی، سریا داودیحموله، میترا سرانیاصل، امین فقیری، علیرضا نوری و صادق وفایی.
●